مرتضى مطهرى
571
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
پس يك دليل اينجا ذكر كردهاند كه معكوس آن چيزى است كه ماركس گفته است . - مطابق نظر اينها مشترك بودن توليد ضرورتاً علت مشترك بودن مصرف محصولِ به دست آمده است نه ابزار توليد . استاد : اين فرق نمىكند . حال در عبارت بعد مىخوانيم . او همين حرف ماركس را دليل و تأييد بر حرف خودش مىگيرد . اينها ميان اشتراك محصول ابزار توليد و خود ابزار توليد تفكيك نمىكنند ، نمىگويند مثلًا ابزار توليد ممكن است اشتراكى باشد محصول اختصاصى باشد يا برعكس . ايندو لازم و ملزوم يكديگر هستند . نمىشود ابزار توليد اختصاصى باشد محصولْ اشتراكى ، يا ابزار توليد اشتراكى باشد محصولْ اختصاصى . لذا ايندو را از همديگر تفكيك نكرده است . 2 . ساده بودن ابزار توليد دليل دوم كه در دو صفحه بعد ذكر كرده اين است كه مىگويد : چون وسايل توليد بسيار ساده و ساختن آن از عهدهء هركسى برمىآيد ، ديگر مسئلهء مالكيت خصوصى وسايل توليد معنايى به خود نمىگيرد و همچنين زمين آنقدر وسيع است كه كسى تصور تصاحب آن را نمىنمايد . اينجا يك مسئلهء ديگر است و آن اين است كه در باب « ارزش » اين حرف را مىزنند كه قهراً در باب مالكيت نيز گفته خواهد شد : چيزى قابل تملك است كه چند شرط در آن وجود داشته باشد . يكى از شرايط ، رايگان نبودن است . اگر يك چيزى به قدر وفور باشد و هركس هرچه احتياج دارد به رايگان وجود داشته باشد ، ديگر اختصاص از بين مىرود ، مثل هوا كه چون به اندازهاى كه هركسى بخواهد تنفس كند رايگان وجود دارد ، مالكيت هوا مطرح نيست . اينها هم مىگويند كه ابزار توليد در ابتدا فنّى نبوده ؛ يا سنگ غير صيقلى بوده كه در دسترس همه بوده است يا اگر چوبى به اندازهء يك چماق بوده جدا كردن آن از درخت كار همه كس بوده است . بنابراين چون ابزار توليد در سطحى بوده كه خيلى ساده بوده و در اختيار همهء افراد مىتوانسته قرار بگيرد ، پس موجبى براى مالكيت خصوصى در كار نبوده است . اگر مثلًا در بيابان انسان با خودش احتياطاً سنگ برمىدارد كه اگر سگى به او حمله كرد به او سنگ بزند ، اين سنگ ديگر مالكيت برنمى دارد . بر خلاف آنجايى كه ابزار توليد تكامل مىيابد و جنبهء فنى پيدا مىكند ، در نتيجه در اختيار هركسى